روابط عاطفی / اعتماد و خیانت

5 تیر ۱۴۰۵ | ۶ دقیقه مطالعه

پرسش:

سلام وقت بخیر.
من همش به شوهرم شک دارم. تا الان هر بار که فکر کردم ممکنه خیانت کنه، پیگیری کردم و آخرش فهمیدم اشتباه بوده و بعدش خیلی احساس شرمندگی کردم.

اما با این حال این فکرها دست از سرم برنمی‌دارن.
همش حس می‌کنم وقتی تلفنی حرف می‌زنه یا چت می‌کنه، داره چیزی رو از من پنهان می‌کنه. حتی وقتی می‌بینم گوشی‌اش رو جوری نگه می‌داره که صفحه مشخص نباشه، ذهنم درگیر می‌شه.

با این وضعیت واقعاً نمی‌دونم باید چیکار کنم.

پاسخ:

اول از همه، می‌خوام به یه نکته مهم اشاره کنم. شک کردن به همسر، به‌خودیِ خود یعنی خیانتی در کاره یا شما آدم بدبینی هستید، نیست. گاهی ذهن ما وقتی احساس ناامنی یا اضطراب میکنه، شروع میکنه به کنار هم گذاشتن تکه‌هایی از اطلاعات و از دل اون‌ها یک داستان میسازه؛ داستانی که ممکنه هیچ‌وقت واقعیت نداشته باشه.

توی پیامی که نوشتید، یه نکته خیلی مهم وجود داره. گفتید هر بار که شک کردید، پیگیری کردید و آخرش فهمیدید که اشتباه کردید. یعنی ذهن شما بارها نتیجه گرفته که «شاید خیانتی در کار باشه»، اما واقعیت هر بار چیز دیگه‌ای بوده.

این یعنی احتمال داره مسئله اصلی، خودِ رفتار همسرتون نباشه؛ بلکه نوعی اضطراب یا الگوی فکری باشه که مدام شما رو به سمت بدترین احتمال‌ها می‌بره.

وقتی ذهن دنبال اطمینان می‌گرده، هیچ‌وقت سیر نمیشه

معمولاً وقتی این فکرها شروع میشن، آدم برای اینکه آروم بشه، شروع میکنه به بررسی کردن.

مثلاً بیشتر به رفتار همسرش دقت میکنه، سعی میکنه از لحن حرف زدنش چیزی بفهمه، نگاهش به گوشی یا تماس‌هاش حساس‌تر میشه یا مدام اتفاقات رو کنار هم میذاره تا مطمئن بشه حدسش درسته یا نه.

شاید این کارها برای چند ساعت یا چند روز اضطرابتون رو کمتر کنه، اما متأسفانه ذهن یاد میگیره که هر بار برای آروم شدن باید دوباره دنبال مدرک بگرده. به همین خاطر این چرخه کم‌کم تکرار میشه و شک، قوی‌تر از قبل برمیگرده.

گاهی مسئله فقط «شک» نیست؛ اضطرابه

بعضی وقت‌ها ریشه این حساسیت‌ها، ترس از خیانته؛ اما گاهی ریشه عمیق‌تره.

ممکنه آدم از تنها موندن بترسه، از دست دادن رابطه براش خیلی وحشتناک باشه یا تجربه‌های تلخ گذشته باعث شده باشن ذهنش همیشه منتظر یک اتفاق بد باشه.

در چنین شرایطی، ذهن برای اینکه از خودش محافظت کنه، دائم محیط رو اسکن میکنه تا مبادا نشونه‌ای از خطر رو از دست بده.

پس چیزی که باید درمان بشه، فقط شک نیست؛ بلکه اون اضطرابیه که پشت این شک‌ها قرار گرفته.

از یک زاویه دیگه هم به رفتار همسرتون نگاه کنیم

در عین حال، یک نکته دیگه هم نباید نادیده گرفته بشه.

اگر همسرتون میدونه که شما نسبت به این موضوع حساس هستید، بهتره تا جایی که ممکنه رفتارش شفاف باشه. مثلاً اگر وسط مکالمه‌ای تلفن رو قطع میکنه یا همیشه گوشی رو طوری نگه میداره که شما چیزی نبینید، حتی اگر هیچ نیت بدی هم نداشته باشه، ممکنه ناخواسته به اضطراب شما دامن بزنه.

شفاف بودن با کنترل شدن فرق داره.

هیچ‌کس موظف نیست برای اثبات بی‌گناهی خودش دائماً توضیح بده یا تحت بازجویی قرار بگیره، اما در یک رابطه سالم، هر دو نفر تلاش میکنن با رفتارهاشون احساس امنیت بیشتری به همدیگه بدن.

چه زمانی احتمال وسواس فکری مطرح می‌شود؟

اگر این افکار تقریباً هر روز ذهنتون رو درگیر میکنن، آرامشتون رو میگیرن، بارها بررسی می‌کنید اما هیچ مدرک واقعی پیدا نمی‌کنید و با این حال باز هم ذهنتون آروم نمیشه، یکی از احتمال‌هایی که باید بهش فکر کرد، وسواس فکری (Obsessive Thoughts) یا در بعضی افراد، وسواس رابطه (Relationship OCD) هست.

این مسئله قابل درمانه و هرچه زودتر برای ارزیابی و درمانش اقدام بشه، هم خودتون آرامش بیشتری پیدا می‌کنید و هم رابطه‌تون آسیب کمتری می‌بینه.

جمع‌بندی

اگر بارها شک کرده‌اید، بررسی کرده‌اید و هر بار متوجه شده‌اید که واقعیت با چیزی که ذهنتان ساخته فرق داشته، شاید وقتش رسیده به جای اینکه تمام تمرکزتان را روی پیدا کردن مدرک بگذارید، کمی هم به این فکر کنید که چه چیزی در ذهن شما این همه اضطراب ایجاد می‌کند.

گاهی مسئله، خیانت نیست؛ بلکه ذهنی است که از ترس آسیب دیدن، مدام در حال جست‌وجوی خطر است. و خوشبختانه این الگو، با کمک تخصصی قابل درمان و قابل تغییر است.

اشتراک‌گذاری Copied!