روابط عاطفی / خیانت و بیاعتمادی
6 تیر ۱۴۰۵ | ۶ دقیقه مطالعه
بعد از خیانت همسرم، با وجود تلاش او هنوز حالم خوب نیست؛ طبیعی است؟
سلام آقای دکتر وقتتون بخیر.
من خانمی هستم که بعد از هجده سال زندگی مشترک، متوجه خیانت همسرم شدم.
چیزی که ذهنم رو بیشتر درگیر کرده اینه که توی زندگیمون واقعاً کمبود خاصی وجود نداشت. هر بار از همسرم میپرسم مشکل کجا بوده، میگه تو همیشه برای من بهترین بودی و مشکل از خودش بوده.
الان هم خیلی تلاش میکنه که همه چیز درست بشه، اما من اصلاً حال خوبی ندارم. سه ماه گذشته ولی هنوز یک روز خوبم و یک روز کاملاً بهم ریخته.
واقعاً نمیدونم با این احساسات باید چیکار کنم.
پاسخ
اول از همه، حالی که الان تجربه میکنین، طبیعی و قابل درکه
وقتی بعد از سالها زندگی مشترک متوجه خیانت همسرتون میشین، فقط با یک اتفاق روبهرو نشدین؛ انگار امنیت، اعتماد و تصویری که از زندگیتون داشتین، یکباره ترک برمیداره.
برای همین کاملاً طبیعیه که یک روز احساس کنین آرومتر شدین و روز بعد دوباره غم، خشم، اضطراب یا بیاعتمادی برگرده. این بالا و پایین شدن احساسات، معمولاً بخشی از روند طبیعی کنار اومدن با چنین آسیبیه.
اینکه همسرتون میگه «مشکل از من بوده»، لزوماً جواب سؤالهای شما نیست
خیلی از افرادی که مورد خیانت قرار میگیرن، مدام از خودشون میپرسن:
«نکنه من کم گذاشته بودم؟»
«نکنه یه جایی اشتباه کردم؟»
در حالی که اگر واقعاً همسرتون معتقده مشکل از خودش بوده و شما هم احساس میکنین در رابطه کمکاری نکردین، بهتره بار این اتفاق رو بیدلیل روی دوش خودتون نذارین.
خیانت، همیشه نتیجه کمبود محبت، توجه یا ارزشمند نبودنِ طرف مقابل نیست. گاهی ریشههای اون بیشتر به ویژگیهای شخصیتی، شیوه مدیریت هیجان، حلنشدن تعارضهای درونی یا انتخابهای فردیِ کسی برمیگرده که خیانت کرده.
الان ذهن شما بیشتر از «پاسخ»، دنبال «امنیت» میگرده
خیلی از مراجعها فکر میکنن اگر فقط بفهمن «چرا این اتفاق افتاده»، آروم میشن.
اما تجربه درمان نشون میده که ذهن بعد از خیانت، بیشتر از اینکه دنبال جواب باشه، دنبال اینه که دوباره احساس امنیت کنه.
برای همین ممکنه بارها یک سؤال رو از همسرتون بپرسین، جواب بگیرین، اما باز هم احساس کنین چیزی کم مونده. نه به این خاطر که جواب وجود نداره؛ بلکه چون زخمی که ایجاد شده، فقط با توضیح دادن ترمیم نمیشه.
بخشیدن با دوباره اعتماد کردن، یکی نیست
گاهی اطرافیان میگن:
«اگر میخوای زندگیت ادامه پیدا کنه، ببخش.»
اما بخشیدن، اگر هم اتفاق بیفته، با اعتماد کردن فرق داره.
اعتماد چیزی نیست که با یک عذرخواهی یا حتی چند هفته رفتار خوب، دوباره به حالت قبل برگرده.
اعتماد، فقط وقتی کمکم ساخته میشه که در طول زمان، رفتارهای طرف مقابل ثبات، صداقت و مسئولیتپذیری رو نشون بده.
پس اگر هنوز نمیتونین مثل قبل اعتماد کنین، این به معنی ضعیف بودن یا لجبازی شما نیست.
شاید الان دارید برای رابطهای که فکر میکردید دارید، سوگواری میکنید
بعضیها فکر میکنن بعد از خیانت فقط از خودِ خیانت آسیب میبینن.
در حالی که خیلی وقتها، چیزی که بیشتر از همه درد داره، از بین رفتن تصویریه که سالها از زندگی مشترک، همسر و آیندهتون ساخته بودین.
انگار یکباره میفهمین رابطهای که بهش تکیه کرده بودین، اون چیزی نبوده که تصور میکردین.
برای همین ممکنه احساس غم، ناباوری، خشم یا حتی سردرگمی داشته باشین. این احساسات، بخشی از سوگواری برای از دست دادن اون احساس امنیت و اعتماده.
عجله نکنین که همین حالا تصمیم نهایی بگیرین
سه ماه، برای ترمیم چنین آسیبی زمان زیادی نیست.
الان شاید مهمتر از اینکه تصمیم بگیرین بمونید یا برید، این باشه که به خودتون فرصت بدین احساساتتون آرومتر بشه و اگر لازم بود، از کمک یک روانشناس یا روانپزشک هم استفاده کنین.
وقتی شدت هیجانها کمتر بشه، معمولاً آدمها میتونن با ذهنی روشنتر درباره آینده رابطهشون تصمیم بگیرن.
جمعبندی
خیانت، فقط اعتماد رو زخمی نمیکنه؛ احساس امنیت، آرامش و تصویر ذهنی آدم از زندگی مشترکش رو هم تحت تأثیر قرار میده. اگر با وجود تلاش همسرتون هنوز حال خوبی ندارین، به این معنی نیست که دارید سختگیری میکنین یا نمیخواید رابطه درست بشه. خیلی وقتها، روان انسان فقط به زمان، ثبات رفتاری و فرصت پردازش این آسیب نیاز داره تا دوباره بتونه احساس امنیت رو تجربه کنه.
مطالب مرتبط پیشنهادی
چرا بعد از خیانت، ذهن مدام درگیر میشود؟
آیا اعتماد بعد از خیانت دوباره برمیگردد؟
تفاوت بخشیدن و فراموش کردن چیست؟
چرا بعضی افراد با وجود رابطه خوب، خیانت میکنند؟
چگونه بعد از آسیب عاطفی آرامتر شویم؟