روابط و سلامت روان / محیط کار و عزت نفس
9 تیر ۱۴۰۵ | ۶ دقیقه مطالعه
چرا با وجود عملکرد خوب، در محیط کار احساس نادیده گرفته شدن میکنم؟
سلام آقای دکتر.
من خانم متأهلی هستم و یک فرزند دارم. توی شرکتی که کار میکنم، مسئلهای هست که خیلی من رو اذیت میکنه و اون اینه که از طرف مدیرم حس میکنم نادیده گرفته میشم.
با اینکه وظایفم رو بهموقع انجام میدم، اما مثلاً وقتی نمایشگاه داخلی برگزار میشه، من رو دعوت نمیکنه ولی بقیه همکارها رو دعوت میکنه. یا وقتی باهام صحبت میکنه، این حس رو میگیرم که انگار براش مهم نیستم و با بیتفاوتی رفتار میکنه.
در عین حال، احساس میکنم رفتارش با بعضی از خانمهای مجرد شرکت خیلی متفاوتتر و صمیمانهتره.
از نظر کاری و مالی مشکلی ندارم و از شغلم راضیام، اما این حس نادیده گرفته شدن واقعاً داره اذیتم میکنه و حتی به استعفا فکر میکنم.
پاسخ
اول از همه، میخوام بگم احساسی که تجربه میکنید، کاملاً قابل درکه. وقتی آدم احساس میکنه دیده نمیشه یا حضورش برای دیگری اهمیت چندانی نداره، طبیعیه که ناراحت بشه. اما قبل از اینکه این احساس رو به یک تصمیم مهم مثل استعفا گره بزنید، بد نیست کمی از زاویههای مختلف به موضوع نگاه کنیم.
محیط کار قرار نیست همه نیازهای عاطفی ما را برآورده کند
ما معمولاً بخش زیادی از روزمون رو در محیط کار میگذرونیم و طبیعیه که دوست داشته باشیم دیده بشیم و مورد احترام قرار بگیریم. اما هدف اصلی یک رابطه کاری، انجام درست وظایف، رعایت احترام متقابل و پایبندی به تعهدات حرفهایه؛ نه لزوماً ایجاد صمیمیت یا احساس ویژه بودن.
اگر مدیر شما با احترام رفتار میکنه، وظایفتون مشخصه و حقوق و مزایا هم طبق توافق پرداخت میشه، شاید صرفاً صمیمی نبودن یا توجه کمتر، بهتنهایی دلیل کافی برای ترک یک شغل مناسب نباشه.
ممکنه مسئله، بیشتر از رفتار مدیر، برداشت ذهنی شما از اون رفتار باشه
گاهی دو نفر دقیقاً با یک رفتار مشابه روبهرو میشن، اما برداشت کاملاً متفاوتی از اون دارن.
ذهن ما همیشه اتفاقات امروز رو فقط با عینک امروز نمیبینه؛ گاهی تجربههای قدیمی هم وارد ماجرا میشن. اگر کسی در گذشته بارها احساس کرده دیده نشده، کنار گذاشته شده یا با دیگران مقایسه شده، ممکنه امروز هم نسبت به نشانههای مشابه حساستر باشه.
این به معنی اشتباه بودن احساس شما نیست؛ فقط یعنی شدت رنجی که تجربه میکنید، ممکنه فقط به اتفاق امروز مربوط نباشه.
از یک زاویه دیگه هم به موضوع نگاه کنید
ممکنه واقعاً سبک ارتباطی مدیر شما با افراد مختلف متفاوت باشه. بعضی مدیرها با عدهای صمیمیترن، بعضیها سوگیریهای شخصی دارن و بعضیها هم اصولاً در برقراری رابطه حرفهای مهارت بالایی ندارن.
اما حتی اگر این تفاوت رفتار وجود داشته باشه، باز هم یک سؤال مهم باقی میمونه:
آیا این رفتار، ارزش و توانمندی شما رو تعریف میکنه؟
ارزشمندی شما نباید به میزان توجه یا تأیید یک مدیر وابسته باشه.
قبل از استعفا، این سؤال رو از خودتون بپرسید
آیا این اولین باره که چنین احساسی رو تجربه میکنید، یا در روابط دیگه زندگی هم بارها احساس کردید که دیده نمیشید، کنار گذاشته میشید یا برای دیگران اهمیت کمتری دارید؟
اگر این احساس در موقعیتهای مختلف زندگی تکرار شده، شاید ارزش داشته باشه بهجای تغییر محیط، کمی عمیقتر ریشههای این الگو رو بررسی کنید. اما اگر فقط در همین محیط کار چنین تجربهای دارید، شاید بد نباشه ابتدا با حفظ احترام، درباره بعضی ابهامها با مدیرتون گفتوگوی شفافتری داشته باشید و بعد تصمیم بگیرید.
پیشنهاد من
اگر محیط کار از نظر حرفهای سالمه و حقوق، امنیت شغلی و احترام پایهای وجود داره، عجله برای استعفا رو توصیه نمیکنم.
در عوض، پیشنهاد میکنم این موقعیت رو فرصتی برای شناخت بهتر خودتون بدونید. اگر متوجه شدید این احساسِ «دیده نشدن» بارها در بخشهای مختلف زندگی تکرار شده، صحبت با یک روانشناس میتونه کمک کنه بفهمید چه تجربههایی باعث شده امروز این رفتارها تا این اندازه روی حالتون اثر بذاره.
گاهی تغییر نگاه به خودمون، اثر عمیقتری از تغییر محیط اطرافمون داره.
مطالب مرتبط پیشنهادی
چرا تأیید نگرفتن اینقدر حالم را خراب میکند؟
زخم طردشدگی چیست و چگونه روی روابط اثر میگذارد؟
تفاوت رابطه حرفهای و رابطه عاطفی در محیط کار
چرا بعضی آدمها بیشتر از دیگران از بیتوجهی آسیب میبینند؟
عزت نفس چگونه روی روابط کاری اثر میگذارد؟