فرزندپروری / طلاق و ازدواج مجدد

9 تیر ۱۴۰۵ | ۷ دقیقه مطالعه

آیا می‌شود یک دختر ۱۲ ساله را قانع کرد که پدرش دوباره ازدواج کند؟

سلام آقای دکتر وقت بخیر.
به نظرتون میشه یه دختر ۱۲ ساله رو قانع کرد که پدرش باید ازدواج کنه؟

من با آقایی در حال آشنایی هستم و قصدمون هم ازدواجه، اما خیلی به دخترش وابسته‌ست و از این می‌ترسه که اگر ازدواج کنه، دخترش ازش فاصله بگیره  دیگه مثل قبل باهاش صمیمی نباشه. برای همین حتی داره به این فکر می‌کنه که شاید کلاً قید ازدواج رو بزنه.

پاسخ:

اول از همه، شاید بهتر باشه سؤال رو کمی تغییر بدیم.

سؤال اصلی این نیست که «چطور یک دختر ۱۲ ساله رو قانع کنیم که پدرش ازدواج کنه؟»

شاید سؤال مهم‌تر این باشه که:
«چه کسی هنوز برای این تغییر آماده نیست؟»

چون در این ماجرا فقط یک کودک نیست که با یک اتفاق بزرگ روبه‌رو شده؛ هر سه نفر، درگیر یک تصمیم عاطفی مهم هستن و هر کدام از زاویه خودشون با این موضوع مواجه می‌شن.

نگاه اول؛ دختری که نگران از دست دادن جایگاهش است

برای یک دختر ۱۲ ساله، ازدواج دوباره پدر فقط به معنی ورود یک نفر جدید به خانواده نیست.

ممکنه این اتفاق برای او این پیام رو داشته باشه که:
«دیگه مثل قبل مهم نیستم.»
یا
«قراره محبت پدرم رو با یک نفر دیگه تقسیم کنم.»

به همین دلیل، مخالفتش لزوماً از سر لجبازی یا خودخواهی نیست؛ خیلی وقت‌ها پشت این مخالفت، ترس از دست دادن امنیت عاطفی و جایگاهش در زندگی پدر قرار داره.

قبل از اینکه بخواید نظرش رو تغییر بدید، بهتره کمکش کنید احساس امنیتش دوباره شکل بگیره.

نگاه دوم؛ پدری که هنوز بین دو نقش مردد است

از طرف دیگه، این پدر هم انگار هنوز به یک تصمیم روشن نرسیده.

اگر واقعاً باور داشته باشه که ازدواج برای خودش انتخاب درستی است، در کنارش باید مسئولیت مدیریت احساسات فرزندش رو هم بپذیره.

اما اگر از ترس ناراحت شدن دخترش، حاضر باشه کل زندگی عاطفی خودش رو کنار بذاره، شاید هنوز درون خودش بین نقش «پدر» و «همسر آینده» به تعادل نرسیده باشه.

گاهی مسئله این نیست که فرزند مانع ازدواجه؛ مسئله اینه که خودِ والد هنوز نمی‌دونه چطور می‌خواد هر دو رابطه رو در کنار هم حفظ کنه.

نگاه سوم؛ آیا این رابطه، ظرفیت صبر کردن را دارد؟

از زاویه این خانم هم یک سؤال مهم وجود داره.

اگر قرار باشه این رابطه به ازدواج ختم بشه، آیا حاضر هست این مسیر با آرامش، زمان و احترام به نیازهای یک کودک طی بشه؟

یا تمام تمرکز، روی اینه که هرچه زودتر مخالفت دختر از بین بره؟

رابطه‌ای که از همون ابتدا، کودک رو به عنوان مانع ببینه، ممکنه بعد از ازدواج هم همین الگو رو ادامه بده.

اما اگر هر دو نفر بپذیرن که پذیرش یک کودک، زمان می‌خواد، احتمال شکل گرفتن یک خانواده سالم خیلی بیشتر میشه.

شاید لازم نباشد دختر را قانع کنیم؛ شاید لازم باشد او را همراه کنیم

بین «قانع کردن» و «همراه کردن» تفاوت بزرگی وجود داره.

قانع کردن یعنی تلاش کنیم نظرش عوض بشه.

اما همراه کردن یعنی احساساتش دیده بشه، فرصت حرف زدن داشته باشه، نگرانی‌هاش جدی گرفته بشه و مطمئن بشه که با ورود یک نفر جدید، قرار نیست جایگاهش در زندگی پدر از بین بره.

گاهی بچه‌ها بیشتر از اینکه به پاسخ نیاز داشته باشن، به احساس امنیت نیاز دارن.

هیچ تصمیمی نباید کودک را وارد رقابت عاطفی کند

بهترین حالت اینه که دختر احساس نکنه باید بین خوشبختی پدر و آرامش خودش یکی رو انتخاب کنه.

همون‌طور که پدر حق داره برای آینده عاطفی خودش تصمیم بگیره، فرزند هم حق داره برای کنار اومدن با این تغییر، زمان، امنیت و حمایت عاطفی دریافت کنه.

وقتی هر سه نفر دیده بشن، احتمال اینکه این خانواده مسیر سالم‌تری رو طی کنه، خیلی بیشتر میشه.

«شاید سؤال اصلی این نباشه که آیا این دختر، ازدواج پدرش رو می‌پذیره یا نه؛ بلکه اینه که آیا بزرگ‌ترهای این رابطه، به اندازه کافی برای ساختن یک خانواده جدید آماده هستن؟»

مطالب مرتبط پیشنهادی


فرزند بعد از طلاق چه نیازهای عاطفی‌ای دارد؟
چرا بعضی کودکان با ازدواج مجدد والدین مخالفت می‌کنند؟
چگونه بعد از طلاق احساس امنیت فرزند را حفظ کنیم؟
نقش فرزند در تصمیم‌گیری برای ازدواج مجدد والدین
آیا کودک باید در تصمیم ازدواج مجدد والد دخالت داشته باشد؟

اشتراک‌گذاری Copied!