روابط عاطفی / تعارضات زناشویی

22 تیر ۱۴۰۵ | ۸ دقیقه مطالعه

بعد از مهاجرت تغییر کردم، اما همسرم با تغییراتم کنار نمی‌آید؛ حق با کیست؟

سلام آقای دکتر.

من در ۱۹ سالگی یک ازدواج سنتی داشتم که انتخاب خودم نبود. الان حدود ۱۰ سال از زندگی مشترکمون گذشته و بعد از مهاجرت، احساس می‌کنم خیلی تغییر کردم. همسرم مدام میگه چرا مثل قبل نیستی؟ میگه من بدم میاد وقتی بقیه نگات میکنن، ولی من تیپم واقعا جلف نیست مثل بقیه معمولیم و از نوع پوششم ناراضیه. من هم بهش میگم طبیعی‌ـه که آدم در این سال‌ها تغییر کنه و نمی‌تونم پوششم رو بر اساس نگاه دیگران تنظیم کنم. واقعاً نمی‌دونم حق با کیه.

پاسخ:

اول ببینیم اصل اختلاف از کجاست

به نظر من، قبل از اینکه بخوایم مشخص کنیم حق با کدوم طرفه، بهتره بفهمیم ریشه این اختلاف از کجاست.

خیلی وقت‌ها مسئله فقط حجاب یا نوع پوشش نیست. مسئله اینه که دو نفر طی سال‌های زندگی تغییر کردن، اما رابطه‌شون متناسب با این تغییرها رشد نکرده.



ازدواج در ۱۹ سالگی، یعنی هویت هنوز در حال شکل گرفتنه

ازدواج در ۱۹ سالگی، یعنی هویت هنوز در حال شکل گرفتنه

خیلی از آدم‌هایی که در اواخر نوجوانی یا اوایل جوانی ازدواج می‌کنن، هنوز در حال شناخت خودشون، ارزش‌ها و سبک زندگی مورد علاقه‌شون هستن.

توی اون سن معمولاً بیشتر تمرکز روی اصل ازدواجه؛ اینکه زندگی مشترک شروع بشه. اما کمتر پیش میاد دو نفر درباره موضوعاتی مثل سبک زندگی، نوع پوشش، روابط اجتماعی، استقلال فردی، مرزهای شخصی یا حتی حق و حقوقی که هر کدوم بعد از ازدواج انتظارش رو دارن، مفصل با هم صحبت کنن.

به همین خاطره که ما همیشه توصیه می‌کنیم قبل از ازدواج، حتی درباره جزئی‌ترین مسائل زندگی مشترک هم گفت‌وگو بشه و دو نفر به یک توافق روشن برسن. چون خیلی از اختلاف‌هایی که سال‌ها بعد به وجود میان، ریشه‌شون در همین توافق‌های نادیده گرفته‌شده است.

تغییر کردن، بخش طبیعی رشد انسانه

اینکه امروز در ۳۰ سالگی احساس می‌کنید نگاهتون به خودتون، زندگی یا حتی نوع پوششتون با ۱۹ سالگی فرق کرده، اتفاق عجیبی نیست.

آدم‌ها با تجربه کردن، مهاجرت، تغییر محیط و پخته‌تر شدن، تغییر می‌کنن. قرار نیست کسی تا آخر عمر دقیقاً همون آدمی باقی بمونه که ده سال قبل بوده.

مهم اینه که رابطه هم بتونه خودش رو با این تغییرها هماهنگ کنه.

نگرانی همسرتون رو هم باید دید

از طرف دیگه، ممکنه مخالفت همسرتون فقط درباره نوع پوشش نباشه.

گاهی پشت این حساسیت‌ها، احساس ناامنی، ترس از دست دادن یا نگرانی از تغییر رابطه وجود داره. وقتی کسی احساس می‌کنه ممکنه جایگاهش در رابطه به خطر بیفته، گاهی برای کم کردن اضطرابش، به کنترل کردن، انتقاد یا محدود کردن طرف مقابل روی میاره.

البته این احساس‌ها، رفتارهای کنترل‌گرانه رو توجیه نمی‌کنن؛ اما اگر ریشه اون‌ها دیده نشه، احتمالاً اختلاف فقط از یک موضوع به موضوع دیگه منتقل میشه، بدون اینکه مسئله اصلی حل بشه.

راه‌حل، اثبات حقانیت نیست؛ رسیدن به یک توافق جدیده

به نظرم اینجا قرار نیست یکی برنده باشه و یکی بازنده.

اگر هر کدوم فقط بخوان ثابت کنن که حق با خودشونه، احتمالاً فاصله بینشون بیشتر میشه.

اما اگر هر دو نفر بتونن بدون سرزنش و دفاع، درباره نگرانی‌ها، نیازها و ارزش‌هاشون حرف بزنن، احتمال اینکه به یک توافق مشترک برسن خیلی بیشتره.

و اگر احساس می‌کنید این گفت‌وگوها همیشه به تنش و بن‌بست می‌رسه، کمک گرفتن از یک زوج‌درمانگر می‌تونه به هر دو نفر کمک کنه که هم احساس ناامنی‌های پنهان رو بهتر بشناسن و هم راه سالم‌تری برای حل اختلاف‌ها پیدا کنن.

جمع‌بندی

تغییر کردن، بخشی طبیعی از رشد انسانه؛ اما رابطه‌ای ماندگار می‌مونه که دو نفر بتونن همراه با این تغییرها، درباره نیازها، مرزها و انتظارهای جدیدشون دوباره با هم گفت‌وگو کنن.

خیلی وقت‌ها مسئله، خودِ پوشش نیست؛ بلکه اینه که رابطه، بعد از سال‌ها هنوز با نسخه جدیدِ دو طرف به‌روزرسانی نشده.

یک دقیقه با خودت...

قبل از اینکه بخوای ثابت کنی حق با توئه یا با همسرت، از خودت بپرس:

«آخرین باری که بدون دفاع کردن یا متهم کردن همدیگه، فقط درباره ترس‌ها، نیازها و تغییرهایی که هر دومون تجربه کردیم صحبت کردیم، کی بوده؟»

مطالب مرتبط پیشنهادی

  • چرا بعضی همسران رفتار کنترل‌گرانه دارند؟
  • چگونه درباره اختلاف‌ها بدون دعوا گفت‌وگو کنیم؟
  • مهاجرت چه تأثیری بر روابط زوجین می‌گذارد؟
  • مرزهای سالم در زندگی مشترک چیست؟
  • قبل از ازدواج درباره چه موضوعاتی باید توافق کنیم؟
اشتراک‌گذاری Copied!