بعضی افراد بعد از پایان یک رابطه آسیبزا، دوباره جذب فردی با ویژگیهای مشابه میشوند. اما این موضوع همیشه به معنای ضعف یا اشتباه نیست؛ گاهی ذهن و سیستم عاطفی ما به سمت الگوهای آشنا حرکت میکند، حتی اگر آن الگوها دردناک باشند.
زمان مطالعه: ۵ دقیقه
دستهبندی: روابط عاطفی
تاریخ انتشار: خرداد ۱۴۰۵
پرسش مراجع:
«من اخیراً رابطهای را تجربه کردم که در حال خارج شدن از آن هستم، چون دارم متوجه میشوم دوباره کسی شبیه همسر سابقم را پیدا کردهام؛ فردی خودشیفته، غیرهمدل و کنترلگر. چطور میتوانم به خودم کمک کنم که دوباره خاطرات مشابه را تکرار نکنم؟»
پاسخ:
اینکه متوجه شباهتهایی بین این رابطه و رابطه قبلیات شدهای، خودش نشانه مهمی از آگاهی و رشد توست.
خیلی وقتها افراد بعد از تجربه رابطههای کنترلگر یا فاقد همدلی، ناخواسته دوباره جذب الگوهای آشنا میشوند؛ نه چون «مشکل» دارند، بلکه چون ذهن و سیستم عاطفی ما معمولاً به سمت چیزهایی میرود که قبلاً برایش قابلپیشبینی بوده، حتی اگر آسیبزا بوده باشد.
اولین قدم، سرزنش نکردن خودت است
خیلی از افراد بعد از تکرار یک الگوی رابطهای، خودشان را قضاوت میکنند و فکر میکنند:
«چرا دوباره این اتفاق افتاد؟»
«پس من هیچوقت یاد نمیگیرم»
«حتماً مشکل از من است»
اما دیدن الگو، خودش بخشی از تغییر است.
به جای سرزنش کردن خودت، بهتر است با کنجکاوی به رابطهها نگاه کنی و ببینی:
چه رفتارهایی در ابتدا برایت جذاب یا آشنا به نظر میرسند؟
در چه نقطهای شروع میکنی مرزهای خودت را نادیده بگیری؟
چه نشانههایی را قبلاً هم دیده بودی اما کماهمیت فرض کردی؟
بدن و روان ما معمولاً زودتر متوجه خطر میشوند
لازم نیست حتماً همه اتفاقهای آسیبزای گذشته دوباره تکرار شوند تا مطمئن شوی یک رابطه برایت سالم نیست.
گاهی احساسهایی مثل:
فرسودگی
کنترل شدن
نادیده گرفته شدن
اضطراب مداوم
یا از دست دادن آرامش
خودشان نشانههای مهمی هستند که روان و بدن تو دارند به تو منتقل میکنند.
شاید مهمتر از پیدا کردن «فرد متفاوت»، ساختن رابطه متفاوت با خودت باشد
بعضی وقتها مسئله فقط انتخاب آدمها نیست؛ بلکه رابطهای است که ما با خودمان داریم.
رابطه سالم با خود یعنی:
احساساتت را کوچک نکنی
مرزهایت را جدی بگیری
برای حفظ رابطه، خودت را حذف نکنی
و نیاز به محبت یا تأیید باعث نشود نشانههای آسیب را نادیده بگیری
چرا بعضی الگوهای رابطهای تکرار میشوند؟
ذهن انسان معمولاً به سمت چیزهای آشنا کشیده میشود، حتی اگر سالم نباشند.
برای همین ممکن است:
کنترلگری را با علاقه اشتباه بگیریم
وابستگی شدید را با عشق یکی بدانیم
یا نادیده گرفته شدن نیازهایمان را عادی فرض کنیم
آگاهی نسبت به این الگوها، یکی از مهمترین قدمها برای تغییر آنهاست.
حمایت گرفتن میتواند کمککننده باشد
اگر بتوانی این دوره را با کمک یک درمانگر یا افراد امن و قابل اعتماد پشت سر بگذاری، احتمال اینکه دوباره وارد همان چرخه شوی کمتر میشود.
گاهی فقط داشتن فضایی امن برای دیدن الگوها و حرف زدن درباره آنها، میتواند از تکرار بسیاری از رابطههای آسیبزا جلوگیری کند.
جمعبندی:
اینکه امروز میتوانی شباهتهای بین رابطه فعلی و رابطه قبلیات را ببینی، یعنی بخشی از مسیر تغییر را شروع کردهای.
تغییر معمولاً از جایی آغاز میشود که فرد بتواند الگوهای تکرارشونده را تشخیص دهد، به احساسات خودش اعتماد کند و یاد بگیرد رابطهای امنتر و سالمتر با خودش و دیگران بسازد.