روابط عاطفی / جدایی و سوگواری عاطفی

13 تیر ۱۴۰۵ | ۶ دقیقه مطالعه

چرا بعد از جدایی، فراموش کردن کسی که دوستش داشتیم این‌قدر سخت می‌شود؟

سلام آقای دکتر.
چرا تجربه جدایی و فراموش کردن کسی که باهاش رابطه عاشقانه داشتیم، این‌قدر سخته؟

پاسخ

چرا جدایی فقط از دست دادن یک آدم نیست؟

خیلی از آدم‌ها فکر می‌کنن بعد از جدایی، فقط دارن از یک نفر دل می‌کنن؛ در حالی که واقعیت اینه که ما معمولاً از دو چیز به‌طور هم‌زمان خداحافظی می‌کنیم.

یکی گذشته‌ای که با اون آدم ساختیم؛ خاطره‌ها، تجربه‌ها و لحظه‌هایی که دیگه تکرار نمی‌شن.

و یکی هم آینده‌ای که بارها توی ذهنمون تصورش کرده بودیم؛ آینده‌ای که شاید هیچ‌وقت وجود خارجی نداشته، اما برای ما کاملاً واقعی بوده.

برای همین، درد جدایی فقط درد از دست دادن یک رابطه نیست؛ درد از دست دادن آینده‌ایه که دلمون می‌خواست روزی بهش برسیم.

ذهن بین گذشته و آینده گیر می‌کنه

بعد از جدایی، ذهن معمولاً مدام بین دو نقطه در رفت‌وآمده.

گاهی برمی‌گرده به گذشته و از خودش می‌پرسه:
«کاش اون حرف رو نمی‌زدم...»
«کاش اون اتفاق نمی‌افتاد...»

و چند دقیقه بعد، میره سراغ آینده:
«قرار بود با هم ازدواج کنیم...»
«قرار بود کنار هم پیر بشیم...»
«قرار بود بچه‌هامون رو با هم بزرگ کنیم...»

وقتی ذهن مدام بین گذشته و آینده در حال رفت‌وآمده، طبیعی‌ه که جایی برای زندگی کردن در زمان حال باقی نمونه.

گاهی دلتنگِ خودِ آدم نیستیم؛ دلتنگِ رؤیایی هستیم که با او ساخته بودیم

این یکی از سؤال‌هاییه که کمتر از خودمون می‌پرسیم.

آیا واقعاً دلتنگ خودِ اون آدم هستیم؟

یا بیشتر دلتنگ تصویری هستیم که از آینده کنار اون آدم ساخته بودیم؟

گاهی چیزی که رها کردنش این‌قدر سخته، خودِ رابطه نیست؛ بلکه رؤیاییه که سال‌ها باهاش زندگی کردیم و حالا باید بپذیریم که دیگه قرار نیست اتفاق بیفته.

این پذیرش، یکی از سخت‌ترین بخش‌های سوگواری بعد از جداییه.

از یک زاویه دیگه هم به رابطه نگاه کن

گاهی بعد از پایان یک رابطه، ذهن فقط لحظه‌های خوب رو نگه می‌داره و بقیه واقعیت‌ها کم‌رنگ میشن.

بد نیست از خودت بپرسی:

آیا این آدم، واقعاً همون آینده‌ای رو می‌خواست که من برای رابطه تصور کرده بودم؟

اگر جواب این سؤال «نه» باشه، شاید چیزی که امروز از دست دادی، بیشتر یک آرزو بوده تا یک واقعیت.

این سؤال قرار نیست دردت رو کمتر کنه؛ اما می‌تونه کمکت کنه مرز بین «واقعیت رابطه» و «تصویر ذهنی از رابطه» رو واضح‌تر ببینی.

چطور کم‌کم از این چرخه خارج بشیم؟

اولین قدم این نیست که سعی کنی طرف مقابل رو فراموش کنی.

اولین قدم اینه که هر بار ذهنت بین گذشته و آینده رفت‌وآمد کرد، متوجهش بشی و آروم از خودت بپرسی:

«الان، در این لحظه، چه کاری از دست من برمیاد که یک قدم به بهتر شدن حالم کمک کنه؟»

چون زندگی، فقط در زمان حال قابل ساختنه.

و وقتی کم‌کم انرژی ذهن از گذشته و آینده آزاد بشه، جا برای ساختن تجربه‌ها، آدم‌ها و رؤیاهای جدید باز میشه.

جمع‌بندی

شاید سخت‌ترین بخش جدایی، دل کندن از کسی نباشه؛
بلکه دل کندن از آینده‌ای باشه که با حضور اون آدم برای خودمون ساخته بودیم.

و شاید ترمیم، از جایی شروع بشه که به جای زندگی کردن بین «دیروز» و «فردا»، کم‌کم دوباره به «امروز» برگردیم؛ جایی که تنها جاییه که می‌تونیم آینده‌ای تازه بسازیم.

مطالب مرتبط پیشنهادی


چرا بعد از جدایی ذهن مدام درگیر می‌ماند؟
وابستگی عاطفی بعد از رابطه چیست؟
چگونه بعد از شکست عشقی آرام‌تر شویم؟
چرا رها کردن بعضی آدم‌ها سخت‌تر است؟
تفاوت عشق و وابستگی عاطفی چیست؟

اشتراک‌گذاری Copied!